تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم
دکترین تجارت پر سود
...يک جمله به مناسبت آيه‏يي که برادر عزيزمان در اين‏جا تلاوت کردند - «و ما اوتيتم من شي‏ء فمتاع الحياة الدّنيا و ما عندالله خير و ابقي» - عرض کنم. هرچه شما دستاورد دنيوي داريد، بهره‏ي زندگي نزديکي است که تا چشم به هم بزنيد، مي‏گذرد؛ ماندني نيست. اين بهره، فقط پول نيست. اين فرصتها، اين مسؤوليتها، اين شأنها و موقعيتهايي که گير من و شما مي‏آيد، از ديد ارتباط اين مسؤوليتها با شخص خود ما، همين‏طور است. نمايندگي مجلس هم از همين چيزهاست - «ما اوتيتم من شي‏ء فمتاع الحياة الدّنيا» - اگر در اين کار، هدف خدا باشد، آن وقت «ما عندالله خير و ابقي للّذين امنوا و علي ربّهم يتوکلون». اگر هدف ما از نمايندگي مجلس و از مسؤوليتهاي دولتي و از تکيه زدن بر مناصب و مسندهاي گوناگون - از آن‏جايي که شما نشسته‏ايد، تا آن‏جا که بنده نشسته‏ام، تا آن‏جايي‏که دولت نشسته است، تا آن‏جايي که مسؤولان گوناگون در رده‏هاي مختلف نشسته‏اند - همين شأن ظاهري و برخورداري‏هاي ظاهري باشد (که اين هم پوچ است، باطن اين هم چيزي نيست؛ بظاهر، برخورداري به‏نظر مي‏آيد، اما برخوداري واقعي نيست) - بدون شک سرمان کلاه رفته است؛ چون ما در مقابل آنچه مي‏گيريم، چيزي مي‏دهيم. شما در طول مدت عمرتان هيچ چيز را يکجانبه نمي‏گيريد؛ چيزي مي‏گيريد، چيزي مي‏دهيد. آنچه مي‏گيريم، همين چيزهايي است که در طول زندگي گير ما مي‏آيد - از علم، از معنويت، از پول، از مقام، از جلوه‏گري در چشم مردم، از محبوبيت و غير اينها - آنچه مي‏دهيم، از همه‏ي اينها مهمتر است و آن، عمر و زندگي ماست؛ «انّ الأنسان لفي خسر». ما در مقابل همه‏ي دستاوردهاي خود، چيزي را داريم به‏طور مستمر و بي‏وقفه تحويل مي‏دهيم و آن، مدت مهلت و فرصت ما در اين دنياست؛ اين دارد تمام مي‏شود. سرمايه‏ي اصلي دارد ذره‏ذره کم مي‏شود؛ مثل يخي که انسان در دستش بگيرد و آب شود. اين سرمايه را بايد به سرمايه تبديل کنيم. شما در باب مسائل اقتصاد کلان کشور مي‏گوييد نفتِ استخراج شده سرمايه‏ي ملي است و نبايد آن را خرج خوراک روزمره بکنيم؛ بايد به يک سرمايه‏ي ماندگار تبديل کنيم. عين همين قضيه در مورد شخص من و شماست. يک سرمايه‏ي تجديد ناشدني - يعني عمر - را داريم مي‏دهيم؛ بايد در مقابل آن يک سرمايه بگيريم تا براي ما بماند. اين جاه و جلال، اين محبوبيت، اين موقعيت سياسي و اين پول براي انسان نمي‏ماند؛ آنچه مي‏ماند، «ما عندالله» است؛ اين «خير و ابقي» است؛ اين ماندني است. هدف از نمايندگي بايد اين باشد؛ در اين صورت ضرر نمي‏کنيد؛ چه محبوبيت شما در چشم مردم باقي بماند، چه نماند؛ چه دوره‏ي بعد انتخاب بشويد، چه نشويد؛ چه در اين دوره زحمتهاي زيادي بر دوش شما بار بشود، چه نشود؛ هرچه اتفاق بيفتد، خير اوست؛ «در طريقت آنچه پيش سالک آيد، خير اوست». هرچه پيش مي‏آيد، به خير شماست؛ چرا؟ چون داريد يک معامله و تجارت پُر سود انجام مي‏دهيد. اگر مي‏خواهيد براي خدا کار کنيد، قيامتان، قعودتان، امضاءتان، نطقتان، تصويبتان، ردتان، براي انجام وظيفه باشد. چون براي انجام وظيفه است، پس در ديوان الهي ثبت مي‏شود؛ «لا يغادر صغيرة و لا کبيرة الّا احصاها»؛ همه چيز را احصاء مي‏کنند؛ چيزهايي که ما يادمان مي‏رود. وقتي ما نهايت احتياج را داريم، با سود و بهره، آن را به ما تحويل مي‏دهند؛ پس ما ضرري نکرده‏ايم. جز اين، هر کاري بکنيم، سرمان کلاه رفته است؛ من هم همين‏طورم، شما هم همين‏طوريد؛ هيچ فرقي هم بين ما از اين جهت نيست...

بیانات امام خامنه ای در جمع نمایندگان مجلس هفتم در سال هشتاد و سه

منبع : leader.ir

2 نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 19:58  توسط یک نفر  |