...يک جمله به مناسبت آيهيي که برادر عزيزمان در اينجا تلاوت کردند - «و ما اوتيتم من شيء فمتاع الحياة الدّنيا و ما عندالله خير و ابقي» - عرض کنم. هرچه شما دستاورد دنيوي داريد، بهرهي زندگي نزديکي است که تا چشم به هم بزنيد، ميگذرد؛ ماندني نيست. اين بهره، فقط پول نيست. اين فرصتها، اين مسؤوليتها، اين شأنها و موقعيتهايي که گير من و شما ميآيد، از ديد ارتباط اين مسؤوليتها با شخص خود ما، همينطور است. نمايندگي مجلس هم از همين چيزهاست - «ما اوتيتم من شيء فمتاع الحياة الدّنيا» - اگر در اين کار، هدف خدا باشد، آن وقت «ما عندالله خير و ابقي للّذين امنوا و علي ربّهم يتوکلون». اگر هدف ما از نمايندگي مجلس و از مسؤوليتهاي دولتي و از تکيه زدن بر مناصب و مسندهاي گوناگون - از آنجايي که شما نشستهايد، تا آنجا که بنده نشستهام، تا آنجاييکه دولت نشسته است، تا آنجايي که مسؤولان گوناگون در ردههاي مختلف نشستهاند - همين شأن ظاهري و برخورداريهاي ظاهري باشد (که اين هم پوچ است، باطن اين هم چيزي نيست؛ بظاهر، برخورداري بهنظر ميآيد، اما برخوداري واقعي نيست) - بدون شک سرمان کلاه رفته است؛ چون ما در مقابل آنچه ميگيريم، چيزي ميدهيم. شما در طول مدت عمرتان هيچ چيز را يکجانبه نميگيريد؛ چيزي ميگيريد، چيزي ميدهيد. آنچه ميگيريم، همين چيزهايي است که در طول زندگي گير ما ميآيد - از علم، از معنويت، از پول، از مقام، از جلوهگري در چشم مردم، از محبوبيت و غير اينها - آنچه ميدهيم، از همهي اينها مهمتر است و آن، عمر و زندگي ماست؛ «انّ الأنسان لفي خسر». ما در مقابل همهي دستاوردهاي خود، چيزي را داريم بهطور مستمر و بيوقفه تحويل ميدهيم و آن، مدت مهلت و فرصت ما در اين دنياست؛ اين دارد تمام ميشود. سرمايهي اصلي دارد ذرهذره کم ميشود؛ مثل يخي که انسان در دستش بگيرد و آب شود. اين سرمايه را بايد به سرمايه تبديل کنيم. شما در باب مسائل اقتصاد کلان کشور ميگوييد نفتِ استخراج شده سرمايهي ملي است و نبايد آن را خرج خوراک روزمره بکنيم؛ بايد به يک سرمايهي ماندگار تبديل کنيم. عين همين قضيه در مورد شخص من و شماست. يک سرمايهي تجديد ناشدني - يعني عمر - را داريم ميدهيم؛ بايد در مقابل آن يک سرمايه بگيريم تا براي ما بماند. اين جاه و جلال، اين محبوبيت، اين موقعيت سياسي و اين پول براي انسان نميماند؛ آنچه ميماند، «ما عندالله» است؛ اين «خير و ابقي» است؛ اين ماندني است. هدف از نمايندگي بايد اين باشد؛ در اين صورت ضرر نميکنيد؛ چه محبوبيت شما در چشم مردم باقي بماند، چه نماند؛ چه دورهي بعد انتخاب بشويد، چه نشويد؛ چه در اين دوره زحمتهاي زيادي بر دوش شما بار بشود، چه نشود؛ هرچه اتفاق بيفتد، خير اوست؛ «در طريقت آنچه پيش سالک آيد، خير اوست». هرچه پيش ميآيد، به خير شماست؛ چرا؟ چون داريد يک معامله و تجارت پُر سود انجام ميدهيد. اگر ميخواهيد براي خدا کار کنيد، قيامتان، قعودتان، امضاءتان، نطقتان، تصويبتان، ردتان، براي انجام وظيفه باشد. چون براي انجام وظيفه است، پس در ديوان الهي ثبت ميشود؛ «لا يغادر صغيرة و لا کبيرة الّا احصاها»؛ همه چيز را احصاء ميکنند؛ چيزهايي که ما يادمان ميرود. وقتي ما نهايت احتياج را داريم، با سود و بهره، آن را به ما تحويل ميدهند؛ پس ما ضرري نکردهايم. جز اين، هر کاري بکنيم، سرمان کلاه رفته است؛ من هم همينطورم، شما هم همينطوريد؛ هيچ فرقي هم بين ما از اين جهت نيست...
بیانات امام خامنه ای در جمع نمایندگان مجلس هفتم در سال هشتاد و سه
منبع : leader.ir
2
نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 19:58  توسط یک نفر
|