تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم
استدلال از راه شیطان شناسی

اگر بخواهیم صریح بگوییم ؛ شیطان 124 هزار نبی و 11 امام را زمینگیر کرد . جالب اینجاست که تنها وسیله‌‌ي شیطان‌ هم فقط فریب و وسوسه است که به وسیله آن توانسته اکثریت مردم را گمراه کند و این همه فساد راه بیندازد . انبیا و ائمه ، همگی با سه جبهه مقابله می‌کردند:

اول حکومت جور :

 موسی (ع) با فرعون درگیر بود ، ابراهیم (ع) با نمرود ، سيدالشّهداء (ع) با يزيد و ... . باید اقرار کرد که در این مرحله خوب عمل کرده اند.

دوم مردم :

یعنی انبیا در مرحله دوم باید قبله و سمت و سوی مردم را از غیر خدا به خدا تغییر می‌دادند و به اصطلاح باید انقلاب انفسی می‌کردند؛ یعنی نفوس مردم را منقلب مي‌ساختند . در این بخش به علت کارشکنی‌های شدید و نیمه مستقیم شیطان ، متأسفانه عمده‌ي انبیاء ناموفق بودند. قرآن كريم می‌فرماید : نوح (ع) 950 سال مردم را دعوت کرد(سوره عنکبوت – آیه 14) و در نهایت به خداوند عرض كرد : خدایا اینها ایمان نمی‌آورند ؛ این یعنی اینکه من نتوانستم انقلاب انفسی کنم . پس از به فرمان خدا به ساخت کشتی پرداخت ولی در پایان فقط 8 نفر در کشتی همراه او بودند. لوط (ع) وقتی از شهر دور می‌شد تا قومش مورد عذاب قرارگیرند ، فقط دو نفر همراه داشت. سيدالشّهدا (ع) در کربلا فقط 72 نفر یار داشت و ... جالب است که مثلا موسی (ع) در مواجهه با فرعون خوب عمل کرد ولی پس از اینکه به کوه طور رفت بنی‌اسرائیل گوساله پرست شدند .لذا عمده انبیا و ائمه در انقلاب انفسی شکست خوردند.

سوم خود شیطان :

پس از اینکه حکومت و مردم صالح شدند و وسوسه شیطان در آنها اثری نداشت ، جبهه سوم که خود شیطان است وارد عمل می‌شود؛ فراموش نشود که ابلیس اراده قویی دارد و به‌ راحتی ناامید نمي‌شود .

در رابطه با حضرت سلیمان (ع) ، که بنا بر مدارک تنها پیامبریست که به این جبهه رسیده است حضرت حق در قرآن كريم مي‌فرمايند : شیاطین و جن را می‌فرستادیم تا برای سلیمان غواصی کنند(سوره انبیا – آیه 82) . در زمان حضرت سلیمان (ع) هم حکومت سالم بود و هم مردم مؤمن بودند ، لذا وسوسه شیطان مؤثر نبود . در این حالت جبهه سوم موضوعیت پیدا کرد كه آن هم غلیظ شدن شیطان و جن بود، یعنی اینکه شیاطین و اجنّه برای مردم قابل رؤیت بودند و مردم آن زمان می‌دیدند که شیطان با از دست دادن حکومتها و مردم تحت حکومت خود ، چقدر ذلیل می‌شود.

امام راحل (ره) در ابتدای انقلاب گفت: امریکا شیطان بزرگ است. ترجمه ای که رسانه های غربی به کار بردند این بود كه به جای شیطان از کلمه Satan استفاده کرد (در فرهنگ انگلیسی 4 نوع شیطان وجود دارد که یکی از آنها Satan است و نماد پلیدی و زشتی است) و به همین علت برای مسئولین غرب این عبارت خیلی سنگین آمد . به دنبال همین بود که ریگان(رییس جمهور وقت امریکا) گفت: ایران ما را تحقیر کرده است .

از سالهای 57 تا 67 کتابی را با بیش از 700 صفحه ، با عنوان آيه‌هاي شیطان توسط سلمان رشدی برای مقابله با این حرف تدوین کردند . اصل موضوع و صحبت این کتاب خطاب به مسلمانان این بود كه شیطان خودتان هستید، دینتان است، مقدساتتان است و تمامی اتهامات را به سوی اسلام معطوف کردند... اما به دلیل اینکه پس از چاپ و نشر این کتاب با واکنش شدید جهان اسلام مواجه شدند و امام (ره) حکم ارتداد سلمان رشدی را صادر کرد و گفت واجب کفایی است، او را بکشید یا به کشتنش کمک کنید، شیطان فهمید که دیگر نمی‌تواند در خفا باقی بماند و با وسوسه کار را پیش ببرد پس اعلام كرد علم، تکنولوژی، جامعه مدنی، دموکراسی و حقوق بشر نمادهای من هستند ، شما جوانان عالم از کدامیک متنفر هستید؟شیطان همیشه اینطور بوده.هیچ وقت نگفته که "من خوبم".همیشه خودش را پشت سر دیگران قایم کرده و همیشه از آنجا شیطانیت را کوبیده.  

با یک ارزیابی از وضعیت دنیای حاضر ، می توان فهمید كه از سوی اکثر جوانان دنیا تمایلات و گرايشاتي به فرهنگ غرب وجود دارد و گفت حالا که چنین تمایلات و گرايشاتي هست، پس چرا من این جوانان را رسماً در دامن استراتژیست ارشد خود نیندازم؟ حالا دیگر غرب علناً می گوید که ما شیطان پرست هستیم و جوانان دیگر ملتها را هم به این فساد دعوت می‌کند. این یعنی اینکه شیطان خودش را غلیظ کرده و علناً فساد ایجاد  می‌کند و با تکبّر تمام آن را به رخ حزب‌الله می‌کشد.

دهه آخر قرن گذشته ، دوره رپها بود: دوره اجتماعی رپ. یکی از شاخه های رپ، فرقه ایست به نام Wasp که مخفف عبارت “We Are Sex Prophets” كه به معنی «ما پیامبران سکس هستیم» می‌باشد . در اینجا شیطان، الله و حزب‌الله را به نبرد دعوت می‌کند، می‌گوید اگر شما پیامبر دارید، من هم پیامبران خود را نزد شما می‌فرستم تا معلوم شود چه کسی جذّابتر است و بیشتر مورد استقبال و پذیرش عموم قرار مي‌گيرد . شیطان علناً سربازانش را به میدان فرستاده و به اصطلاح حریف می‌طلبد . به عنوان مثال کاریکاتوریست ملعون در گزارشی اذعان كرد كه اصلاً پشیمان نیست و به کاری که کرده افتخار می‌کند. جالب است که حتّی بسیاری از غربی‌ها هم نمی‌دانند که هر روز مشغول پرستش شیطان هستند .  به عنوان مثال همان نمادی که ما به عنوان شیطان می‌شناسیم و به آن در مراسم حج سنگ می‌زنیم (Obelisk)، در اکثر میادین غرب وجود دارد و مردم غرب عملاً دور آن طواف می‌کنند. هفده عدد از آنها روبروی واتیکان نصب شده است که یکی هم وسط میدان است . یعنی شیطان حتّی به میدان توحید غرب هم رسوخ جدّی کرده است . دهه‌ي حاضر که دهه‌ي اول قرن بیست و یکم است ، دوره  Satanism است (Satan به معنای شیطان) یعنی دوره شیطان‌گرایی و شیطان‌پرستی ؛ و این یعنی اوج پلیدی و پستی . روی دیوارها یا فیلم ها می بینید که عبارت 666 نوشته شده . این علامت ، علامت شیطان است و نشانه ای از اینکه شیطان و جنودش علنا وارد میدان شده اند.

چه اتفاقی افتاده که شیطان در این زمان غلیظ شده؟

در طول تاریخ عمده‌ي انقلابهايی كه بر حق بودند یا شکست خوردند یا اینکه به انحراف كشيده شدند ؛ عمده مصلحین عالم از جمله انبیاء و ائمه شهید شدند، لذا حیات سیاسی مناسبی برای بشر نبود . در 200 سال گذشته تقریباً تمام انقلاباتی که صورت گرفته همراه با قهقهه‌ي مستانه‌ي شیطان بوده است . درست است که حکومت جور را از بین می‌بردند ولی حکومت جور دیگری راه می‌انداختند و در ضمن به انفاس مردم هم کاری نداشتند و تنها به فکر حکومت و قدرت بودند . برای نمونه ، انقلاب چین انقلابی کمونیستی بود ؛ انقلاب کمونیستی یعنی یک هیچ به نفع شیطان ، چون خدا در کمونیست معنا و موضوعیّت ندارد . انقلاب بلشوويكها در روسيه‌ي تزاري كه منجر به اتحاد جماهیر شوروی شد یک انقلاب مارکسیستی بود در نتیجه دو هیچ به نفع شیطان ؛ انقلاب نیکاراگوآ يك انقلاب مارکسیستی بود و... . شما در این اواخر تقریباً هیچ انقلابی پیدا نمی کنید که الهی بوده باشد . همه‌ي اینها به نفع شیطانند . تا وقتی که برای شیطان کشته می‌دهند و افتخار می کنند که با این کشته‌ها حکومتی را برکنار کرده‌اند و در واقع تا زمانيكه غلامان بی‌جیره و مواجب شیطان در کارند ، آیا از سوی شیطان نیازی به  غلیظ شدن هست ؟ وقتی ملتها با زمزمه شیطان عمل می‌کنند چه نیازی است که شیطان خود را نشان بدهد و غلیظ شود ؟

پس غلیظ شدن کنونی شیطان به خاطر کدام انقلاب است که توسط مردمی آن‌چنان مؤمن انجام گرفته که شیطان را به چنین تغییر موضع سنگین و پر هزینه‌ای وادار کرده است؟ تنها انقلاب و تحولی که با این مشخصات صورت گرفته است ، انقلاب اسلامی ایران است . انقلابی که خیلی از مسئولین جمهوری اسلامی هم توجّه ندارند که این انقلاب رهاورد چه زحمتی است و فکر می کنند انقلاب در 15 خرداد 42 علیه شاه و توسط امام راحل شروع شد ، و طی 15 سال هم به این نتیجه بزرگ رسید ؛ شاید هم به همين خاطر است كه برخی نتیجه مي‌گيرند : اکنون اگر زمانی از دست رفت، فقط 15 سال وقت می‌برد تا دوباره مثل آن را بدست آوریم و نمی‌دانند که زمانی به طول تاریخ نیاز است تا چنین اتفاقی دوباره رخ دهد ! این انقلاب استمرار و ادامه حرکت انبیاست ؛ 124 هزار نبی زحمت کشیدند  ، 11 امام خون دل خوردند، 60 زعیم فقیه از شروع دوران غیبت کبری تلاش کردند تا این انقلاب به ثمر نشست و به ما رسید . امام (ره) ، آخرین نفر این سلسله بود. انقلاب علیه شاه نبود که یک نفر بگوید انقلاب تمام شد و حالا بیایم تثبیتش کنیم! این دومین بار در طول تاریخ است که کسی می تواند جبهه دوم را هم بشکند و به جبهه سوم برسد ، و تازه آن دفعه میزان شکستن جبهه دوم تا این اندازه نبود و دینشان اینقدر کامل نبود. وقتی انقلاب انبیا و ائمه توسط ملت مؤمن ایران علنی شد، شیطان باید در یک تغییر استراتژی سنگین و پرهزینه خودش را آشکار می‌کرد؛ و این اتّفاق افتاده و تشخیص جبهه های کلّی باطل از هر زمان دیگری آسان تر است...

[برگرفته از سخنرانی های دکتر حسن عباسی(سیتنیسم،دوره غرب شناسی عمومی جلسه 7-عکس یادگاری با شیطان) – با تشکر از سایت بچه های قلم به علت در اختیار قرار دادن سخنرانی سیتنیسم]

2 نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 22:36  توسط یک نفر  | 

گذری بر NPT
موضوعی که الان موجب اين همه جنجال شده و در صدر مسايل مهم سياست خارجی کشورهای بزرگ دنيا يعنی آمريکا، انگليس، فرانسه و آلمان قرار گرفته ، موضوع برنامه انرژی هسته ای ايران است.

مقام های کشورهای مزبور در بالا ترين سطح سياسی، برای هر موضوعی ديگری که با يکديگر ديدارمی کنند، به موضوع پرونده هسته ای ايران هم می پردازند. اهميت اين موضوع محدود به ايران نمی شود هيچ موضوع مربوط به ايران تا کنون اين چنين در سطح بين المللی اهميت پيدا نکرده است

علت و اساس اين مشکل بر می گردد به سال 1968 در اين سال با ابتکار کشورهای غربی دارای فناوری هسته ای پيمانی منعقد شد که به پيمان منع توليد و تکثير سلاح های هسته ای معروف است.

اين پيمان در آن سال توسط تعداد زيادی از کشورها امضا شد. معمولا پيمان هايی که بين کشورها امضا می شود فوری لازم الاجرا نمی شوند . لازم الاجرا شدن مدتی طول می کشد و اين طول کشيدن برای اين است که متن پيمان بعد از امضا شدن معمولا به مجلس کشور فرستاده می شود و در مجلس بايد متن پيمان را بر رسی کنند و اگر نماينگان به اين نتيجه رسيدند که پيوستن به اين پيمان اشکالی ايجاد نمی کند اين پيمان تاييد و سپس تصويب می شود.

بنابر اين امضا کردن يک سند الزام حقوقی همه جانه و قطعی ايجاد نمی کند. NPT در سال 1970 لازم الاجرا شد.در مذاکراتی که مابين سال های 65 تا 68 برای انعقاد NPT صورت گرفت. يک پاره ای از کشورها از جمله هند که امروز يک بازيگران اصلی است، خيلی سخت گيری می کردند و اين پيمان را نقد می کردند.

نظر هند و پارهای از کشورهای جهان سوم اين بود که پيمانی در حال شکل گرفتن است که هدف عمده آن بستن دست و بال کشورهای فاقد فناوری هسته ای است. به نظر هند کشورهای غربی فناوری هسته ای را بدست آورده بودند و حتی بمب هسته ای هم داشتند وحال که نوبت کشورهای جهان سوم رسيده بود که فناوری هسته ای بدست آورند، غربی ها سعی داشتند که جلوی اين امر را بگيرند .هند نهايتا پيمان را امضا نکرد. به تبعيت هند پاکستان هم پيمان را امضا نکرد . همان طور که می دانيد هر دوی اين کشورها امروز قدرت های هسته ای هستند.
ادامه مطلب
2 نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 17:49  توسط یک نفر  |