تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم
ولایت فقیه؛ ولایت خدا

بسم الله الرحمن الرحیم

بشر همواره و در همه شرایط تشکیل حکومت را ضرورتی اجتناب ناپذیر و مبتنی بر فطرت و عقل می دیده است. تنها در سایه یک زندگی اجتماعی و تشکیلات منسجم، انسان می تواند به حیات خود ادامه دهد.

وجود حکومتهای متعدد و متفاوت در جهان به خاطر وجود نظرهای متفاوتی است که در مورد انسان می باشد. چون اگر انسان تنها جسم انگاشته شود، آمال نهایی این خواهد بود که او از نر مادی تامین شود و بستر های رفاه، راحتی و خوشی او فراهم آید. اما اگر انسان را فراتر از مادیات دیدیم، با نگرشی جامع به ابعاد و زوایای وجود انسان و خصلتهای مادی و معنوی او، ساختار حکومت را پی ریختیم، آنگاه حکومت در پی تامین آسایش و معراج انسان خواهد بود. لذا اگر غایت حکومت، نیک فرجامی انسان و نیل او به قرب الهی است و مدار حکومت بر هدایت انسانها است، بی تردید کسی شایستگی حاکمیت بر انسانها را دارد که بیش از هر کس به مصالح و منافع واقعی انسان آگاه باشد و ابعاد و زوایای وجودی او بشناسد و او، کسی جز خداوند نیست.

مقتضای برهان عقلی که آیات قرآنی نیز آن را تایید می کند این است که کمال انسان در اطاعت کسی است که به حقیقت انسان و جهان و عالم آخرت و ارتباط متقابل انسان و جهان و عالم آخرت آگاه و بر آنها احاطه داشته باشد؛ و او کسی جز خداوند نیست. پس تها ولی انسان خداست و حاکمیت غیر خدا اگر مستند به اراده خداوند و ناشی از اذن او باشد، مشروعیت خواهد داشت و بر این اساس، نظریه ولایت فقیه که محور حکومت اسلامی است سامان می یابد؛ نظریه ای که در دوران غیبت پیشوای معصوم علیه السلام و به خصوص در دهه های اخیر به کمال و بلوغ گرایید و در برابر نگرش منفی به حاکمیت دینی، تبدیل به نظریه ای کارآمد، پویا و تحول زا در عرصه جهان سیاست گردید.

صرف نظر از ادله فقهی و تعبدی، شکل ایده آل و عالی ترین وجه حکومت اسلامی که از نظرگاه اسلام مطلوبیت دارد، حاکمیت معصوم است. اما چون در اسلام ارزشها دارای مراتب است و بی شک حکومت نیز یک ارزش برین است، وقتی با عدم دسترسی به معصوم، شکل ایده آل آن میسر نیست، باید کسی را برای حاکمیت برگزید که در علم و عمل شبیه ترین مردم به معصوم باشد و آن فقیه جامع الشرایطی است که به جهت صلاحیت و قابلیت ها و شباهت های بیشتری که در علم، عمل و مدیریت به معصوم دارد، جانشین امام معصوم محسوب می گردد.

به تعبیر دیگر:

در نظام سیاسی اسلام، برای حکومت مراحل و مراتب گوناگونی در نظر گرفته شده است که پس از عدم دستیابی به نظام و شکل برتر حکومتی، مرتبه و شکلی که یک درجه ازز آن فروتر است، جایگزین می شود و بر این اساس، پس از عدم تحقق عالی ترین شکل حکومت اسلامی که در راس آن معصوم قرار می گیرد و اختصاص به زمان حضور معصوم دارد؛ در زمان غیبت، ما نباید از تشکیل حکومت اسلامی صرف نظر کنیم؛ بلکه در صورت عدم دسترسی به امام معصوم، باید حکومت را به کسی بسپاریم که چه از نظر علم و چه از نظر تقوا و چه از نظر مدیریت بیشترین شباهت را با معصوم داشته باشد و در صورت عدم وجود چنین کسی به مراتب پایین تر، یکی پس از دیگری بسنده می شود تا به مرتبه ای برسد که از حداقل نصاب صلاحیت جهت اداره حکومت برخوردار است و با مرتبه فروتر از آن اصلا اهداف حکومتی تحقق نمی یابد، که نباید تحت هیچ شرایطی آن شکل از حکومت را برگزید.

----------------------------------------------------------- 

فکر می کنم مقاله ای را که استادم، جناب آقای علی موحدی از مطالب آقای مصباح برگزیده بودند کامل، مختصر و مفید باشد(البته کمی در آن تصرف کردم) و نیازی به توضیحات بنده نباشد ولی یک سوال که در این مقاله جواب داده نشده این است که اگر چنین فقیه جامع الشرایطی یافت نشد، آن وقت چه؟

جواب این است که درست است که حضرت صاحب الامر (عج) در دوران غیبت هستند، اما بنابر روایات رسیده و همچنین عقل و منطق، ایشان از امور شیعیان و مسلمانان و مستضعفان جهان غافل نیستند؛ که اگر بودند شیعه خیلی قبل تر از این، به خاطر کمبود تعداد و ضعف قوا به وسیله مستکبرین از بین رفته بود. بنابراین خودشان هم در فکر یک جانشین بر حق برای خود هستند که ولایت فقیه را در دست بگیرد؛ برای همین قبل از اینکه زعیم و ولی فقیه قبلی از دنیا برود، مقدمات ظهور و بروز ولی فقیه جدید را به عرصه آماده می کنند و به دستگیری آن شخص چه از جهت علمی و اخلاقی و چه از جهت عملی و مدیریتی می کنند و نمی گذارند که پرچم مبارزه و پرچم تشیع روی زمین باقی بماند یا بدتر از آن، به دست نامحرمان بیافتد.

و السلام علی من اتبع القائم (عج)

2 نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 20:41  توسط یک نفر  |